تبليغاتX
تنهای تنها

تنهای تنها

دوست دارم

قلک چشات:

عزيزم سلام.سعيدم خيلی وقت بود نشد تو وبلاگ مطلب بنويسيم.امروز بازم

اومدم برات حرفای دلم و بنويسم.عزيزم بازم از همه خوبيا و محبتات تشکر

ميکنم گلم.هميشه تو قلبمی و می پرستمت.خيلی دوست دارم.

تقديم به تو که بهترينی:

تو همونی که تو رويام تو رو من خواب می ديدم

تو چشات اسمون و افتاب و مهتاب می ديدم

زلفات و شب می خره ماه توی اون لونه کنه

مثل من صدها دل و عاشق و ديوونه کنه

تو اونی همونی تو اونی همونی

از تو قلک چشات سکه های رنگارنگ می ريزه روی هوا

با صدای خنده هات ميشه از ستاره پر اسمون رو سياه

تو اونی همونی تو اونی همونی

تو همونی اگه شب قصه بگی

چشم بی خوابم و خواب می کنی

تو همونی اگه با من بمونی

من و از ارزو سيراب می کنی

تو اونی همونی تو اونی همونی

از تو قلک چشات سکه های رنگارنگ می ريزه روی هوا

با صدای خنده هات ميشه از ستاره پر اسمون رو سياه

تو اونی همونی تو اونی همونی

سعيد خوبم دوست دارم از همه دنيا بيشتر و هميشه تو قلبمی و با توام .

عزيزم خيلی دوست دارم.می خوام کلماتی و پيدا کنم که همه احساسم و

با تمام وجود بيان کنه ولی احساسم کلمات و کم مياره .

دوست دارم سعيدم...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 17:1  توسط عاشق تنها  | 

 

 

سلطان قلبم تو هستی

پيمان ياری به قلبم تو بستی

با من پيوستی

اکنون اگر از تو دورم به هر جا

بر يار ديگر نبندم دلم را

سرشارم از ارزو و تمنا

ای يار زيبا

سعيد عزيزم من تو رو با تمام وجودم دوست دارم و می پرستم همه عمرم يارتم باهاتم هميشه تو قلبمی

سعيدم عشق تو عشق جاويدان قلبم هست تا زنده ام يارتم و باهاتم...

 

دوستت دارم........................

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 16:59  توسط عاشق تنها  | 

دیوانه تو ، من

 

من کیم دیوانه با درد عشق                        مانده در زندان سرد عشق 

 

در عبور از کوچه باغ خاطرات                 این منم تنها ترین شبگرد عشق

 

  می گریزم از هجوم گرد باد                      مثل برگی در خزان زرد عشق

 

   خسته ام از دیدن نامردان                      با تو هستم پس کجا ی مرد عشق؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 22:24  توسط عاشق تنها  | 

من گناه کارم و گناهم عاشقی است

 

خدایا چرا دل آ فریدی چرا عاشق چرا عشق آ فریدی

 

اگرعاشق شدن جرم و گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است.

 

دوستی :

 

دوستی یک حادثه است و جدایی یک قانون

 

بیا حادثه ساز و قانون شکن باشیم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 22:15  توسط عاشق تنها  | 

همیشه و تا ابد دوستت خواهم داشت

 

مرا صد بار اگر از خود برانی دوستت دارم

 

به زندان خیانتم کشانی دوستت دارم

 

چه سود از همه ورزیدند چه حاصل از وفا کردن

 

مرا لایق بدانی یا ندانی دوستت دارم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 22:11  توسط عاشق تنها  | 

برای من عشق تو بسه

 

تو با قصیده با غزل تو با ترانه آ مدی

 

برای من که عاشقم چه عاشقانه آمدی

 

سکوت من شکسته ای کنار من نشسته ای

 

میان گریه های من چه بی بهانه آمدی

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 22:8  توسط عاشق تنها  | 

زندگی من

 

لحظه ای دا نستم زندگی می کنم که تو را دیدم و به تو نگاه کردم .

 

با چشمانت چون آفتاب زیباست.

 

تصویر خود را دیدم که لبخند می زند و می گوید:

 

زندگی را بازیافتم و لحظه ای را از دست می دهم که تو ترکم کنی .

 

پس اگر می خواهی من نمیرم ، اگر می خواهی زنده بمونم

 

اگر می خواهی دوستت بدارم هیچ گاه فرا موشم نکن و تا ا بد در

 

کنارم بمان.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 22:6  توسط عاشق تنها  | 

تو مال من باش

 

شادی مال تو

 

غم مال من

 

زندگی مال تو

 

مرگ مال من

 

زیبایی مال تو

 

زشتی مال من

 

همه چی مال تو

 

تو مال من

 

عاشق آن نیست که عشق تکیه کلامش باشد.

 

عاشق آن است که معرفت در وجودش باشد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 22:29  توسط عاشق تنها  | 

دوست دارم اینو بدون

 

آرزوم اینه که دستام تو دستای تو باشه

 

تنگی این دل عاشق ، با نوازش تو واشه

 

واسی چی خدا نخواسته من، توآغوش تو نباشم

 

قول میدم با داشتن تو هیچ غمی نداشته باشم

 

همه هستی قلبم تو ، دو حرف خلاصه می شه

 

عشق با تو ، بودن با تو، دو نیاز زندگیمه

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 22:28  توسط عاشق تنها  | 

منتظرت میمونم

 

حتی اگر بدانم بسویم بازنخواهی گشت

 

باز هم

 

بر انتظارت خواهم نشست

 

شاید روزی صدایی بشنوم

 

که از آن تو باشد

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 22:25  توسط عاشق تنها  | 

گلم می پرسمت

 

ای باغبان در را نبند

 

من زن گلچین نیستم

 

من خود گل دارمو

 

محتاج هر گل نیستم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 22:23  توسط عاشق تنها  | 

دنیا دیگه مثل تو نداره

 

باز گفتم تو که صیادی و من آهوی دشتم ، تا به دام تودرافتم

 

همه جا گشتم و گشتم ، هزرازعشق ندانم سفراز پیش تو

 

هرگز نتوانم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 22:21  توسط عاشق تنها  | 

بدون تو هیچم سعیدم

 

نمی دانم که بی تو چیستم من

 

اگر روزی نباشی نیستم من

 

دل بردیم از همه خلق جهان

 

به تو پیوستم مایه ی جان

 

پس مرا یکه و تنها مگذار

 

مست وافتاده و از پا مگذار

 

رشته مهر تو شد زنجیرم

 

گر جدا از تو شوم میمیرم

 

بهانه زیبا برای زندگی بمان و بدان که جاودانه دوستت دارم

 

بی نهایت با صداقت تا قیامت

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 22:18  توسط عاشق تنها  | 

عشق منی

 

اگر امشب خوابت نمی بره ستاره ها رو بشمار

اگر کم اومد قطره های بارون را بشمار

اگر بند اومد به عشق من فکر کن

چون نه کم میاد و نه بند می یاد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 22:12  توسط عاشق تنها  | 

دوستت دارم

 

دوستت دارم : آنقدر که قادر به درکش نیستی.

دوستت دارم : آنقدر که باورها ، باور ندارند.

 دوستت دارم :  آنقدر که اشک ها و لبخند هایم برای توست.

دوستت دارم :  آنقدر که برای تو زندگی می کنم.

پس دوستم بدار

بیا در تمام لحظات با هم باشیم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 22:10  توسط عاشق تنها  | 

نگذار چشمهایم گریان شود

 

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود

یه جوون نشسته بود ، که دلش شکسته بود

مثل ابره های بهاری زار و زار گریه می کرد

گاهی دست خسته اش رو به سوی خدا می کرد

که ای خدای مهربون ، خالق ۲آسمون

اون و بی وفا مکن ، از عشق خود جدا مکن.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 22:6  توسط عاشق تنها  | 

می خوام تا ابد در کنارت باشم

 

      اگر به من بگن دوست داری تو دنیا جای چی باشی؟                

  می گفتم: جای اشک روی گونه هات

   چون: روی چشمات جون می گرفتم

  روی پلکات متولد می شدم

 روی گونه هایت جاری می شدم

و روی لبانت می مردم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 22:2  توسط عاشق تنها  | 

آرزوی من ، رسیدن به تو

 

می خوام از آرزوهام برات بگم پس خوب گوش کن

۱) می خوام گلی باشم که هر روز صبح تو آن را بو کنی،

ولی ز می ترسم آن را پر پر کنی،

نمی خوام پر پر شد ی تو باشم

۲) می خوام نگین انگشتری باشم که در دست تو می درخشند ،

اما ز می ترسم که آن را گم کنی،

و نمی خوام که گم شده تو باشم

پس آخرین آرزوی من خوب گوش کن

۳) ای کاش وقتی میمیرم برسرقبرم بیایی تا قلبم دوباره بر تپش بیفتد.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 21:59  توسط عاشق تنها  | 

زیباترین روز من تولد تو

 

اگر آفتاب بر گرمی آسمان بر وسعتش دریا به سخاوتش

کوه به صلابتش می نازد من به تو افتخار می کنم

و به خود می بالم چون قشتگترین روز زندگی ام

آشنایی با توست

قشنگترین روز دنیا روز

تولد توست

قشنگتربن صدای زندگی ام

تپش قلب توست

قشنگترین تصویر زندگی ام

نگاه پر مهر توست

و قشنگترین روز زندگی ام

روزآبشاری با توست

و قشنگترین روز دنیا

روز رسیدن به

توست

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 21:52  توسط عاشق تنها  | 

من به تو احتیاج دارم

 

بگذار برای آخرین بار گرمی دستت

را حس کنم

و مرا ببوس تا با هر بوسه ات

بر آسمان پرواز کنم

نگاهم و التماسم را در چشمانم بخوان

قلبم به پایت افتاده است

نرو ...

تنها تو را می خواهم

 بگذار دوباره در نگاهت غرق شوم

و بگذار دوباره در آغوشت بر خواب بروم

 


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 21:46  توسط عاشق تنها  | 

همه جانم فدایت

 

وقت اگر یابم دعایت می کنم

جان اگر خواهی فدایت می کنم

با توأم هر لحظه تنها نیستی

گوش کن هر شب صدایت می کنم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 21:42  توسط عاشق تنها  | 

تمام محبتم را نثار تک گل باغ عشقم می کنم

 

نمی دانم محبت را بر چه کاغذی بنویسم

که هرگز پاره نشود و بر چه آبی بنویسم

که هرگز گل آلود نشود و سر انجام بر چه

قلبی بنویسم که هرگز سنگ نشود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 21:40  توسط عاشق تنها  | 

عاشق تو

 

به نام آنکه تو را زیبا و مرا عاشق آفرید

از باغ دوستی و محبت دسته گلی را به عنوان سلام به تو هدیه می کنم

و امیدوارم که قطار خوشبخت همواره بر روی ریلهای زندگی در حال حرکت باشد

و هیچگاه بر ایستگاه غم نرسد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 21:36  توسط عاشق تنها  | 

پاییز

پاییز را دوست دارم چون فصل غم است

غم را دوست دارم چون اشک دل است

دل را دوست دارم چون تو را با من آشنا کرد

و تو را دوست دارم بدان آنکه بدانم چرا.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 21:32  توسط عاشق تنها  | 

این را بدان

 

این را بدان که در کنار ساحل در انتظار می مانم

و تا آن زمان که تو بیایی و با هم خودمان را به پنجره طلائی

خورشید بسپاریم و در آسمان ابی مانند پرندگانمهاجر پرواز کنیم

و عکس خودمان را در آبهای دریا چشمه نقره ای نظاره کنیم

و بوسه ای بر لبانت برنم و دستانم را در دست تو گذاشته

و می گویم

 سعید جان دوستت دارم  

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 21:30  توسط عاشق تنها  | 

دوستت دارم برای همیشه

 

بر روی گل نوشتم دوستت دارم ولی پر پر شد.

بر روی درخت حک کردم دوستت دارم ولی چوب شکن آن را قطع کرد.

بر روی آجر نوشتم دوستت دارم ولی نرمه نرمه شد .

پس بر روی قلبم نوشتم دوستت دارم تا برای همیشه به یاد بماند.

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد خواهان کسی باش که خواهان تو باشد.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 21:20  توسط عاشق تنها  | 

نشانه:

 

به دیدارم اگر آمدی انتهای جاده غربت آنجا که آشیانه آخرین پرستوی مهاجر است

 همان نقطه ای که خورشید غروب می کند که چشمه ی بارانی است

 و چمدانی آماده شعر است مکانی که سکوت فریاد جدایی سر می دهد

و درختان غریبانه می گویند من و شمعهای سوخته من و ابره های بارانی

 من و پنجره های بسته بی صبرانه

 منتظر آمدنت هستیم 

 

 

   

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 21:8  توسط عاشق تنها  | 

فراغ از یار

 

عقل پرسید که دشوارتر از مردن چیست؟

عشق فرمود که فراغ از همه دشوارتر است

بگذشت در فراغ تو شبهای بی شمار

هر شب در این امید که فردا می بینمت.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 0:45  توسط عاشق تنها  | 

دوست دارم

 

اگر صد سال پس از مرگم قبرم را بشکافی و قلبم وجود داشته باشد

خواهی دید روی آن نوشته که فقط تو را

 دوست دارم 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 0:35  توسط عاشق تنها  | 

ای عزیزترینم:

 

اگر حرفی زدم

تو بودی معنا ومفهومش

اگر چون کبک می خوانم

خیال توست در فکرم

اگر چون کره خاموشم

صدای توست در گوشم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 0:28  توسط عاشق تنها  |